تبليغاتX
دیوانگان حسین
دیوانگان حسین
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 0:39  توسط همدم  | 

سلام مَشتی، بازهم پیدام شد. اما اینبار دلم خیلی داغون تر از روزای قبله

 

چراشو خودت میدونی ، فاطمیه داره میاد سید، روزای مادرته من دست تنهام.

 

فاطمیه ای رو که تو توی مجلس نباشی وواسه مادرت نخونی من دیگه ول معطلم.

 

آقا سید یاد فاطمیه های قبلی افتادم ، کاشان وقم وشیراز. به خدا نمی تونم بدون تو.

 

من چه روضه ای بخونم که قلب خودم وسطش از حرکت در نمونه. بگم مادر که می میرم.

 

سید محرم وصفر اومد گفتم میخونم به امید تو، 28 صفر شد مشهد باز به عشق تو رفتم

 

بلکه پائین پا مثل همیشه نشسته باشی وزیارت بخونی. ولادت بی بی زینب شد گفتم

 

یادش بخیر همچین روزی کربلا بودم باز خودمو تسکین دادم اما تو بگو دیگه فاطمیه

 

خودمو با چی گول بزنم آروم شم. تا بگم دورم از خویش ومکن یادتو می افتم.

 

تا بگم ذکرمون باشه بین الحرمین صدای تو میاد تو گوشم.

 

تا بگم یا حسین غریب مادر یاد غربت تو می افتم.

 

تا بگم مادر،مادر، تو میای جلوم با اشکایی که می ریختی

 

ویادم میاد هیچ فاطمیه ای ازتو روضه مادرتو نشنیدم. هی میگفتی: حمید تو بخون.

 

نه سید اینطوری که نمیشه.این دهه من بدون تو چی بگم که تازه باشه، که یادتو نیفتم.

 

این صدا توی گوشمه: ننه ننه، غریب ننه، ننه ننه.

 

این رسم روزگار ودوس ندارم. سید روزای زمین گیریه مادرتو بهت تسلیت میگم./

 

التماس دعا

 

به یاد همه فاطمیه هایم با توTinyPic image

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 12:51  توسط همدم  | 

TinyPic image

سرم خاک کف پای حسین است                     دلم مجنون صحرای حسین است

بُوَد پرونده ام چون برگ گل پاک                    دراین پرونده امضای حسین است

بهشت ارزانیه خوبانِ عالم                           بهشت من تماشای حسین است

به وقت مرگ چشمم را نبندید                        که چشم من به سیمای حسین است

دراین عالم تمنایی ندارم                              تمنایم تمنای حسین است

چراغ از بهر قبر من نیارید                          چراغم روی زیبای حسین است

خوش آن صورت که درفردای محشر              برآن نقش کف پای حسین است

ازآن با گریه دائم خو گرفتم                          که اشکم دُرِِّ دریای حسین است

نترسانیدم از روز قیامت                              قیامت، قدوبالای حسین است

         کربلایی حسین عینی فرد زنجانی

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 12:49  توسط همدم  | 
 

TinyPic image

از تو گفتن برای من کار خیلی سختی نیس چون اینقدر باهات بودم که برای گفتن از تو

نیاز به فکرکردن ندارم، از سال76 که اومدی دیوانگان وباهم شروع کردیم تا 17 تیر85 که

توی قبر گذاشتنمت وتلقین خوندم وتوی قم جا گذاشتمت. همه وهمه مثل فیلم جلومه.

فاطمیه نزدیکه سید، نمیخوای برای یه بار بیای واسه مادرت روضه بخونی؟؟؟

جلسه هایی که دورهم می نشستیم وروضه میخوندیم، گریه هامون واسه بی بی.

تا17 تیرکه درگوشم گفتی: گریه نکن برام دشمنامون اینجا جمع شدند تا به گریه

تو بخندن .ومن برمیگشتم وبه تابوتت خیره میشدم واشکام میریخت.

روزا وشبای بیمارستانت که برام قرارنذاشتن، روزایی که بعضی ها نه به نیّت عیادت

ازتو بلکه می آمدند سرک بکشند ببینن حمید علیمی چندباردیدن یارش اومده؟!

وبرای رفاقت چندین ساله من وتو تعبیرها می کردند وحرفها میزدند. ومن در دلم

می گفتم: آهای شمایی که روزای عیادت مرا میشُمارید، چطور دلتون میاد آمار

روزای عیادت من از سید بالاباشد درصورتی که چیزی از وجودم نمانده. سید اینها

باماچه کردند، حالا ازتو اسطوره ای ساختند، حالاکه در مجله همشهری جوان تورا

به عنوان برترین چهره سال معرفی کردند، چه فرق میکند توباشی یا.../ بماند.

بازدلم هوای باتوبودن کرده، نگو این دل دوریه عشقتو باورکرده.

سید بعد از رفتنت دیگه نتونستم یا حسین غریب مادر و کامل بخونم.

آقا سید منتظرم باش دوری منو توزیاد منطقی نیست.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 12:47  توسط همدم  | 
 

TinyPic image

می پرسند: چه اصراری بر بوسیدن ضریح پیامبروامامان دارید؟ این کار شما درشمار

اعمال شرک است واین کارراشیعیان میکنند.اما من قبول ندارم کسانی که مدینه رفته اند به

چشم دیدن که هزاران مسلمان اهل سنت در تکاپو هستند تا ضریح رسول خدا را ببوسند.

این تنها کارشیعیان نیست همه مسلمانان اینطورند. دیده ام سامرایی ها را،که به زائران

آن دوامام غریب چه هاکه نگفتند وقتی زائران ضریح را می بوسند مأموران باالفاظ بد

وتوهین آمیز به زائران میگویند:ای کافر، ای مشرک، ای خوک، ای سگ

برایشان فرق نمیکند مخاطبشان شیعه باشد یاسنی حنفی،مالکی، شافعی،

حنبلی ،شیعه زیدی ودیگر طوایف اسلامی.آنان گاهی یا عصایی که در دست داشتند

چنان برسر زائری می زدندکه گاهی به شکستگی وخون ریزی می انجامید وگاهی

چنان بامشت به سینه زائران ضربه میزدند که موجب ناراحتی ودرد شدید میشد.

چرابوسیدن ضریح گناه است مگر فرزند خود را نمی بوسیم آیا این شرک است، آری

فرزند رااز روی محبت می بوسیم، قرآن رامی بوسیم، حتی جلدش که جزکاغذ ومقوا

چیزی نیست واگر کوته فکر باشیم میگوییم برای خدا شریک قائل شدیم واین شریک

چرمی که از پوست حیوان فراهم شده را بوسیدیم. ما ضریح را می بوسیم چون

تربت پاک پیامبر یایکی از امامان را در میان دارد. این حدیث وخیلی شنیدی:

إنّما الأعمال بالنیّات : عمل ها براساس نیت است./

ازاین رو اگر کسی ضریح را به انگیزه شرک ورزیدن ببوسد مشرک است اما

اگر این بوسیدن از سرذوق ومحبت باشد ثواب دارد وپاداش.

التماس دعا برای فرج آقام

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 12:45  توسط همدم  | 

TinyPic image

یکی از اختلافاتی که بین شیعیان واهل سنت وجود دارد ساختن بارگاه وگنبد برای مدفن

پیامبران وامامان وصالحان وعالمان است که در کنار این مدفن ها نماز می گذاریم که آنها

این عمل را شرک میدانند ومیگویند شما مدفن اولیا را می پرستید.

اما این تنها ماشیعیان نیستیم که بر قبور بزرگان بنایی برپا میکنیم بلکه تمام مسلمانان بر

مرقد پیامبران وپیشوایان خود ایجاد بنا میکنند مثل:

* قبر پیامبر وقبر دوخلیفه که دارای بنایی سترگ وگنبدی عظیم است.

* قبر عده ای از پیامبران از جمله قبر حضرت ابراهیم در شهر الخلیل اُردن

* قبر حضرت موسی در اُردن که بین شهرهای بیت المقدس وعَمان قرارگرفته

* قبر ابو حنیفه و عبدالقادر گیلانی در بغداد و قبر ابو هریره در مصر.

ضمن اینکه ما شیعیان ونیز دیگر مسلمانان هنگامی که در حرم وکنار قبر یکی از اولیای خدا

نماز میگذاریم برای خدا نماز میخوانیم نه برای اولیای خدا. که ناخودآگاه ایستادن به نماز ظاهرا

به سمت قبر اولیا میباشد ولی در اصل به سوی قبله خداست.ضمنا پیامبر اکرم ساختن ضریح وبنا را

امضا کرده واز این کار منع نفرموده اند.ساختن بنا باعث میشود از ویرانی وفرسوده شدن قبور مقدّس

جلوگیری شود. خداوند می فرماید:هرکس شعایر الهی را بزرگ دارد در حقیقت آن از پاکی دلهاست./

التماس دعا برای فرج آقا

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 12:44  توسط همدم  | 

TinyPic image

 هیبت چشم تو صدتا رُستم وخاک میکنه

 بین عشقای جهان عشق تو کولاک میکنه

 دست حاتم به گدایی پیش تو دراز میشه

 گفته لیلی می مونم مجنون العباس همیشه

 هیچ رکابی واسه زینب مثل زانوی تونیس

 آقاجون محراب دنیا طاق ابروت نمیشه

 زور بازوی تورو یکی توعالم نداره

 به خدابهشت پیش کف العباس کم میاره

 توکی هستی که خلیل قربونیه نگاهته

 صد سلیمان نبی عبد غلام سیاهته

 یه عالم فدایی داری که عالم به نامته

 همه عالم به خدا کشته اون مرامته

 آقاجون توهرنفس معجزه عیسی میکنی

 بی عصا کار هزارهزار تا موسی میکنی

 خورشیدوماه آقااز نورنگات نور میگیرن

 توتموم هیئتا بااسم تو شور میگیرن

                    ابوالفضل یه ارتشه ابوالفضل عاشق کشه

                    ابوالفضل آخرشه، ابوالفضل منو دیوونه میکنه

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 12:41  توسط همدم  | 
 

درهمه جا حرف حق ذکر لب زینب است

سوزو گداز دلِ شیعه تب زینب است

نام پدر می فروش هردوپسر باده نوش

کاسه صبح ازل جام لب زینب است

هیبت او حیدری عفت او مادری

دیده هرحق طلب درطلب زینب است

رمز سخن باخدا عشق حسین است وبس

یک سرسیم سخن درعصب زینب است

شام پُر از همهمه درهمه جا زمزمه

یزید درواهمه از غضب زینب است

ای که مریضی بیا بر درِآلِ عبا

دوای هرنوع مرض درمطب زینب است

نوحه بخوان نوحه خوان هیچ مشو ناگران

نوحه گر بی ریا منتخب زینب است

TinyPic image

|
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 12:36  توسط همدم  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 12:39  توسط همدم  | 
من حسینی مذهب هستم،کلب کوی زینب هستم

درکمند زلف یارم،سگ شدن را دوس دارم

طوق عشقت روی گردن،رام عشق تو شدم من

امشب شبم ساقی تراست،مستی ام صددرصداست

زنجیری وعوعوکنان،میخانه ام دیوانگان

 

اربعین مشهد هیئت شیفتگان رقیه (حسین عینی فرد)
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 9:13  توسط همدم  | 

خوش به حال هردلی که چشای تورو می پرسته، غیرحق نمی پرسته

اونا که حسین پرستن به نگاهی مستِ مستن

چشاشون ابر بهاره دلاشون مقتل یاره

کاروبارِزندگیشون همه عمروبندگیشون

وقف بین الحرمینه، صرف ذکرویاحسینه

روبه روی هم می شینن همه جا حرم می بینن

همیشه گدای عشقن، سگ بانوی دمشقن

اونا اهل آسمونن روز وشب روضه میخونن

دوس دارن کفن نگیرن توی روضه ها بمیرن

چشم به راه یار میدوزن پای روضه هاش می سوزن

اگه کربلا نمی رن همیشه سینه کبودن

روزه ی عطش می گیرن عاقبت تشنه می میرن

همه در تار وتب هستن خاک پای زینب هستن

دلشون کعبه عشقه ، تو خرابه ی دمشقه

صحن بین الحرمینه، عشق عباس وحسینه

پادشاه عالم عینیم ، آخه نوکر حسینیم

         انا مدیون الحسین

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 9:12  توسط همدم  | 

این سه تاعکس هم تقدیم به بروبچه های بامعرفت هیئت حیدریون زنجان

به خصوص کربلایی حسین عینی فردوبرادرشون

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 9:12  توسط همدم  | 
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 9:6  توسط همدم  | 

میگم حمید اما حمید گفتنم فقط چهارتا کلمه ساده فارسی نیست

یه دنیا معنی داره. حمید برام کلی معنی داره. معنی عشق، معرفت وفا،اعتقاد، بی ریایی، اما معنی درد وتنهایی وغربتم میده.

من خیلی خوشحالم که کسی رو دوس دارم که به دنیای معنوی و

قشنگی پاگذاشته. حمید، حمید ، حمید، همه چیزو قبول دارم حتی

همین فاصله هارو. اما من احساس نزدیکی شدیدی باهات دارم.

نمی ترسم، واهمه ندارم، خجالت نمی کشم و میگم حمید برای من

یه رویداد مهمه. یه کتاب پُر از حرفای قشنگ وبا معنی. میخوام

دردودل کنم اما اینجا نمیشه آخه همونطور که دوستای خوبم

 توی وبلاگ حامی من هستند کسانی هم هستند که فضای ساده وبلاگ یابهتره بگم دفترخاطرات قلبموبا حرفاشون می پوسونن.

اما من به اونا هم به چشم دوست نگاه میکنم.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 9:4  توسط همدم  | 

من روزی خور عباسم

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 8:59  توسط همدم  | 

ممنونم که به وبلاگ سرمیزنید.

تنها خواهشم اینه که توی این وبلاگ فقط نظرات سازنده بذارید

واز توهین به شخص یا مذهب واعتقادات دیگران حتما خودداری کنید.

 ممنون میشم دربهبود این وبلاگ کمکم کنید./

این عکسو خیلی دوس دارم بگید بادیدن این عکس اولین چیزی که به

ذهنتون میرسه چیه؟؟؟؟؟/خودم اولین چیزی که به ذهنم میرسه اینه

که اینجا بوی عشق میده اما یه حزنی داره... دلم گرفت.

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 21:9  توسط همدم  | 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 21:6  توسط همدم  | 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 20:52  توسط همدم  | 

دستمو از دامن تو من به خدا نمی کشم

منت هیچ کس دیگه رو غیر حسین نمی کشم

اون کسی رو که من دارم هیچکی دیگه نداردش

هرکی بیاد درخونش آقا نمی کنه ردش

از کوچیکیم توی دلم مهر تو لونه کرده بود

من دوس دارم ضریحتو با پنجه دل بگیرم

یه ذره خاک کربلات منو دیوونه کرده بود

اینقد میگم حسین حسین تا که ز عشقت بمیرم

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت 22:31  توسط همدم  | 

یا حسین غریب مادر تویی ارباب دل من

یه گوشه چشم تو بسه واسه حل مشکل من

آخرش میاد آقاجون که منم سگ تو باشم

چشمامو موقع مرگم زیرپات گذاشته باشم

یه روزی میاد آقا جون رو چشام قدم بذاری

می بریم تا کربلا ونمی ذاریم تو خماری

تموم مردم دنیا مارو می خونن دیوونه

آره ما دیوونه هستیم بی خیال این زمونه

گاهی وقتا توی خوابم کربلاتو من می بینم

میام روبه روضریحت درد ودل کنان می شینم

کربلای تو بهشتم ، مهر تو عین سرشتم                            

به خدا حسینه عشقم اینو رو دلم نوشتم

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت 22:29  توسط همدم  | 
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت 22:26  توسط همدم  | 

میگن که عشق یواشکی میاد سراغ دلمون

اما یه روز این عشق پاک شاید بشه قاتلمون

  عشق ما اما تو وفا رو دست نداره به خدا

آخه خودش یه عشق داره تو اقوام آل عبا

عشق وحسین واهل بیت شده تموم زندگیش

دیوونگی واسه حسین شده نماز بندگیش

اول وآخر دلش ساقی ِ دشت کربلاس

عاشق صحن وگنبد طلائیه امام رضاس

دعاش زود مستجاب میشه بس که دلش خدائیه

وقتی که نوحه میخونه دل ما عجب هوائیه

هرچی که از دین می دونیم همش ز لطف عاشقاس

  عشق حسین تو دلمون سوز صدای این آقاس 
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 20:18  توسط همدم  | 

دیوونه کجا داره جز درخونه حسین                                            

دل دیوونه او شده دیوونه حسین

خوش به حال اونی که مست ودیوونه تو شد

سگ بی نام ونشون در خونه تو شد

بخواهی نخواهی از در خونت پس نمی ره

خاطر تورو می خواد سراغ هیچ کس نمی ره

آدما مارو به چشم دیوونه نگاه کنن

هرکجا ما روببینن دیوونه صدا کنن

ما یه جو دیوونگیمونو به عالم نمی دیم

شور ومستیمونو به عالم وآدم نمی دیم

از ازل تو عالم بالا ما دیوونه بودیم

مست چشم ساغی وهمدم پیمونه بودیم

مارو تو دنیا آوردن دیوونه صدا زدن

اسم ما رو تو کتاب عاقلا قلم زدن

خودتو خسته نکن ما دیگه عاقل نمی شیم

غرق دریای جنونیم سوی ساحل نمی شیم

ما شفا نمی گیریم دیگه خدا خدا نکن

کار ما ساخته شده برای ما دعا نکن

بی حسین بهشت برای دل ما جهنمه                  

با حسین آتش دوزخ باغ سبز وخرّمه

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 20:16  توسط همدم  | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 20:15  توسط همدم  | 

یکی از نوحه های قشنگ حمید رو که ما خیلی دوست داریم را براتون می نویسم:

به طواف کعبه رفتم به درون رهم ندادن   

که تو دربرون چه کردی که درون خانه آیی

زندگیمو به پای تو میذارم که جز حسین کس دیگه ندارم

بذار همه ، همه اینو بدونن فقط حسین حسین شده شعارم                                         

بذار همه بدونن فقط تو شاه مایی دادمیزنم به والله تو پادشاه مائی

به کجا روم ز دردت چه دوا کنم چه چاره

که هزار وباره خون شد جگر هزار وپاره

باز این چه شورش است که درخلق عالم است

باز این چه نوحه وچه عزاو چه ماتم است

سرهای قدسیان همه برزانوی غم است

گویا عزای اشرف  اولاد آدم است

بودند ودیو ودد همه سیراب ومی مکید

خاتم ز قحط آب وسلیمان کربلا

ازآب وهم مضایقه کردند وکوفیان

خوش داشتندوحرمت مهمان کربلا

این کشته فتاده به هامون حسین توست       

این صید دست وپا زده درخون حسین توست

           مجلس چاووش محرم تهران (نارمک)1384

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 17:21  توسط همدم  | 

من از طرف همه رفیقام میگم، آقا غلط کردم ، آقا یه غلطی کردیم نفهمیدیم، آقا یه اشتباهی کردیم،

آقا ترسم از این نیست که عذابم کنی ترسم اینه که توبرام گریه کنی ، آقا ترسم از جهنم نیست به خدا جهنم من اینه که شما منو از درخونتون بیرون کنین. مثل خیلی ها که تو خیابون می تابن من اونجوری نبودم اومدم نوکری دم خونه شما. من دلم خوشه تو منو آوردی اینجا حالا هرکی بودم وهرچی بودم من این وقتمو آقا تو ازم گرفتی کردی مال خودت. من یه چیزی داشتم که منو آوردی اینجا حالا یه امید واسه خودم دارم که آقا دوستت داره آقا هواتو داره. اینو به من بفهمون آقا. به خدا هیچکی به جز توعقده دل منو نمی دونه هیچکی به جز تو هم نمی تونه عقده دلمو وا کنه .

اگه میشه یه محبت کن منو تو حرم بابات راه بده.

اگه میشه محبت کن تا زنده ام  منو تا بین الحرمین آقام برسون.

امام رضا دوستت دارم از کوچیکی با اسم وذکر تو بزرگ شدم ...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 17:18  توسط همدم  | 

توآخرش منو می کُشی ها، تو بد جور منو خونه خراب خودت کردی، گفتن دوری ودوستی نگفتن اینقدر طول بکشه. گفتن کربلا نگفتن آدمو دیوونه می کنه. تو که ما رو خونه خراب کردی گفتی هرکی بیاد کربلا دلش آروم میشه نگفتی هرکی بیاد دربه در میشه.نگفتی هرکی بیاد رُستشو می کشی. گفتم کربلا میام میشم اونی که تو خواستی نشد هرکاری کردم نشد.گفتم کربلا میام فقط دلمو می دم به آقام نشد. کاش قلم پام می شکست اینجوری نمی اومدم. تا ندیده بودم می گفتم ندیدم دلم خوشه یه روزی می بینم آدم می شم نشد هرکاری کردم نشد. قرار نبود دوریمون طول بکشه اینقدر.مگه نگفتی هرکی زیرقوت دعا کنه دعاشو مستجاب میکنی.مگه نگفتم مارو یادت نره؟

 عباس به تو بگم؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 17:18  توسط همدم  | 
 

مي خوام امشب و بخونم واستون از سر احساس

که چرا هر کي گرفتار ميشه مياد پيش عباس

مگه عيسي گل مريم به مسيحي مقتدا نيست

مگه موسي پور عمران به خليلي رهنما نيست

مگه زرتشتي و بودا واسه آتيش نمي ميرند

پس چرا حاجتاشونو از آقاي ما مي گيرند

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 17:16  توسط همدم  | 

اگه دیوونه ندیده ای به ما میگن دیوونه     اگه دیوونه شنیده ای به ما میگن دیوونه

منم یه روز عاقل بودم عشق تو مجنونم کرد     زشهرعقل وعاقلا یکباره بیرونم کرد

به جرم عشقو عاشقی به مامیگن دیوونه    بذارملامت بکنن یه خوب وبد می مونه

دل هرکی بایاری خوشه یاردله ماحسینه    ترانه ای که دلو میبره صدای یا حسینه

عقل ازسرمن پریده ودیوونگی جاگرفته    حرف اگه داری باخدا بزن عقلمو خدا گرفته

                   هرکی عاقله غمی داره روزگاره درهمی داره   

                   عاشق نشدی نمی دونی دیوونگی عالمی داره

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 17:15  توسط همدم  |